|
دنيا در تسلط خداي متعال است و او حكومت بر ممالك دنيا را به هر كه اراده كند ميبخشد، حتي به پست ترين آدميان
1 وقتها و زمانها در دست اوست و اوست كه پادشاهان را عزل و نصب ميكند. اوست كه به حكيـمان، حكـمت و به دانـايان، دانايي ميبـخشد. 22 اوست كه اسرار عميق و نهان را آشكار ميسازد. او نور است و آنچه را كه در تاريكي مخفي است، ميداند 35 تمام مردم دنيا در برابر او هيچ شمرده ميشوند. او در ميان قدرتهاي آسماني و در بين آدميان خاكي آنچه ميخواهد ميكند. هيچكس نميتواند مانع او شود و يا او را مورد بازخواست قرار دهد. ایاتی چند از کتاب مقدس که در ان خداوند تولد کورش کبیر را 150 سال قبل از تولدش به وسیله اشعیائ نبی در کتاب اشعیا که بیست وسومین کتاب تورات هست پیشگویی کرده: 24 خداوند كه آفريننده و حامي اسرائيل است ميفرمايد: «من خداوند هستم. همه چيز را من آفريدهام. من به تنهايي آسمانها را گسترانيدم و زمين و تمام موجودات آن را بوجود آوردم. 25 من همان كسي هستم كه دروغ جادوگران را برملا ميسازم و خلاف پيشگويي رمالان عمل ميكنم؛ سخنان حكيمان را تكذيب كرده، حكمت آنان را به حماقت تبديل ميكنم. 26 «اما سخنگويان و رسولان من هر چه بگويند، همان را انجام ميدهم. آنان گفتهاند كه خرابههاي اورشليم بازسازي خواهد شد و شهرهاي يهودا بار ديگر آباد خواهد شد. پس بدانيد كه مطابق گفته ايشان انجام خواهد شد. 27 وقتي من به دريا ميگويم خشك شود، خشك ميشود. 28 اكنون نيز درباره كوروش ميگويم كه او رهبري است كه من برگزيدهام و خواست مرا انجام خواهد داد. او اورشليم را بازسازي خواهد كرد و خانه مرا دوباره بنياد خواهد نهاد.» خداوند كوروش را برگزيده و به او توانايي بخشيده تا پادشاه شود و سرزمينها را فتح كند و پادشاهان مقتدر را شكست دهد. خداوند دروازههاي بابل را بروي او باز ميكند؛ ديگر آنها بروي كوروش بسته نخواهند ماند. 2 خداوند ميفرمايد: «اي كوروش، من پيشاپيش تو حركت ميكنم، كوهها را صاف ميكنم، دروازههاي مفرغي و پشتبندهاي آهني را ميشكنم. 3 گنجهاي پنهان شده در تاريكي و ثروتهاي نهفته را به تو ميدهم. آنگاه خواهي فهميد كه من خداوند، خداي اسرائيل هستم و تو را به نام خواندهام. 4 من تو را برگزيدهام تا به اسرائيل كه خدمتگزار من و قوم برگزيده من است ياري نمايي. هنگامي كه تو هنوز مرا نميشناختي، من تو را به نام خواندم. 5 من خداوند هستم و غير از من خدايي نيست. زماني كه مرا نميشناختي، من به تو توانايي بخشيدم، 6 تا مردم سراسر جهان بدانند كه غير از من خدايي ديگر وجود ندارد و تنها من خداوند هستم. 7 من آفريننده نور و تاريكي هستم، من پديد آورنده رويدادهاي خوب و بد هستم. من كه خداوند هستم همه اين چيزها را بوجود ميآورم. 8 اي آسمان، پيروزي را بباران؛ و اي زمين، از آن سيراب شو تا از تو آزادي و عدالت برويد. من كه خداوند هستم اين را انجام خواهم داد.» 9 واي بر كسي كه با خالق خود ميجنگد! آيا كوزه با سازنده خود مجادله ميكند؟ آيا گل به كوزهگر ميگويد: «اين چيست كه تو ميسازي؟» يا كوزه سر او فرياد ميزند: «چقدر بيمهارت هستي»؟ 10 واي بر فرزندي كه به پدر و مادرش ميگويد: «چرا مرا به اين شكل به دنيا آورديد؟» 11 خداوند، خداي مقدس اسرائيل كه آينده در دست اوست، ميفرمايد: «شما حق نداريد درباره آنچه بوجود آوردهام از من بازخواست كنيد و يا به من بگوييد كه چه بايد بكنم. 12 من زمين را ساختم و انسان را بر روي آن خلق كردم. با دست خود آسمانها را گسترانيدم. ماه و خورشيد و ستارگان زير فرمان منهستند. 13 اكنون نيز كوروش را برانگيختهام تا به هدف عادلانه من جامه عمل بپوشاند. من تمام راههايش را راست خواهم ساخت. او بيآنكه انتظار پاداش داشته باشد، شهر من اورشليم را بازسازي خواهد كرد و قوم اسير مرا آزاد خواهد ساخت.» اين است كلام خداوند قادر متعال. 14 خداوند به اسرائيل ميفرمايد: «مصريها، حبشيها، و مردم بلندقد سبا تابع تو خواهند شد و تمام كالاهاي تجارتي آنان از آن تو خواهد گرديد. آنان در زنجيرهاي اسارت نزد تو خواهند آمد و در برابرت زانو زده، خواهند گفت: «يك خدا وجود دارد، آنهم خداي توست! 15 اي خداي نجات دهنده اسرائيل، براستي كارهايت شگفتانگيز است!» 16 تمام پرستندگان بتها مأيوس و شرمسار خواهند شد. 17 اما اسرائيل هرگز مأيوس و شرمسار نخواهد شد، زيرا خداوند نجات جاوداني نصيب او خواهد ساخت. 18 خداوند آسمانها و زمين را آفريده و آنها را استوار نموده است. او جهان را بيهوده نيافريده، بلكه براي سكونت و زندگي آن را ساخته است. او ميفرمايد: «من خداوند هستم و ديگري نيست! 19 من وعدههايم را واضح و روشن اعلام ميكنم و در نهان سخن نميگويم تا همه مقصود مرا بفهمند. من به اسرائيل گفتهام كه آنچه را به ايشان وعده دادهام بيشك بجا خواهم آورد. من كه خداوند هستم به راستي و صداقت سخن ميگويم. 20 «اي قومهايي كه از دست كوروش ميگريزيد، جمع شويد و نزديك آييد و به سخنان من گوش دهيد. چه نادانند آناني كه بتهاي چوبي را با خود حمل ميكنند و نزد خداياني كه نميتوانند نجاتشان دهند، دعا ميكنند. 21 با هم مشورت كنيد، و اگر ميتوانيد دليل بياوريد و ثابت كنيد كه بتپرستي عمل درستي است! غير از من چه كسي گفته كه اين چيزها در مورد كوروش عملي خواهد شد؟ غير از من خدايي نيست. من خداي عادل و نجات دهنده هستم و ديگري نيست! تا حال كدام بت به شما گفته است كه اين وقايع رخ خواهد داد؟ 22 اي تمام ساكنانزمين نزد من آييد تا نجات يابيد، زيرا من خدا هستم و خدايي ديگر نيست. 23 به ذات خود قسم خوردهام و هرگز از قسم خود برنميگردم كه هر زانويي در برابر من خم خواهد شد و هر زباني به من سوگند وفاداري ياد خواهد كرد. 24 «مردم خواهند گفت: «عدالت و قوت ما از خداوند است.» و كساني كه از من خشمناك بودند، شرمنده خواهند شد. 25 من تمام بنياسرائيل را نجات خواهم داد و آنان مرا ستايش خواهند كرد.» کتاب اشعیا باب 44 تا45 نبوت معروف کتاب مقدس در مورد ایران که در سال 580 قبل از میلاد مسیح بوسیله ارمیای نبی درکتاب ارمیا باب 49 ایات 34 تا 39 این پیشگویی امروز ایران را نشان میدهد: كلام خداوند درباره عيلام 34و35 در آغاز سلطنت صدقيا، پادشاه يهودا، خداوند قـادر متعـال پيامـي برضد عيـلام به مـن داد و فرمود: «من سپاه عيلام را درهم خواهم كوبيـد. 36 مردم عيلام را به هرسو پراكنده خواهم ساخت طوري كه هيچ سرزميني نباشد كه آوارگان عيلام در آن يافت نشوند. 37 من با خشم شديد خود، عيلام را دچار بلا و مصيبت خواهم كرد و ايشان را به دستدشمنانشان خواهم سپرد تا بكلي نابودشـان كنند. 38 من پادشاه و بزرگان عيلام را از بين خواهم برد و تخت سلطنت خود را در آنجا برقرار خواهم نمـود. 39 ولي درآينده، عيلام را دوباره كامياب خواهم ساخت.» ( منظور از تخت سلطنت خود را در انجا برقرار خواهم کرد اینست که تخت خود را در قلوب انها خواهم نهاد .با ایمان به مسیح ما در قلب خود را به روی مسیح خواهیم گشود.خداوند در مکاشفه باب 3 ایه 20 مفرماید: 20 «اكنون در مقابل در ايستاده، در را ميكوبم. هر كه صـداي مرا بشنود و در را بگشايد، داخل شده، با او دوستي دائمـي برقرار خواهم كرد، و او نيز با من ) خداوند ميفرمايد: «اي همه تشنگان، نزد آبها بياييد؛ اي همه شما كه پول نداريد، بياييد نان بخريد و بخوريد! بياييد شير و شراب را بدون پول بخريد و بنوشيد! 2 چرا پول خود را خرج چيزي ميكنيد كه خوردني نيست؟ چرا دسترنج خودرا صرف چيزي ميكنيد كه سيرتان نميكند؟ به من گوش دهيد و از من اطاعت كنيد تا بهترين خوراك را بخوريد و ازآن لذت ببريد. 3 «اي قوم من، با گوشهاي باز و شنوا نزد من بياييد تا زنده بمانيد. من با شما عهدي جاوداني ميبندم و بركاتي را كه به داود پادشاه وعده دادهام به شما ميدهم خداوند را مادامي كه يافت ميشود بطلبيد، و مادامي كه نزديك است او را بخوانيد. 7 اي گناهكاران، از كارها و فكرهاي فاسد خود دست بكشيد و بسوي خداوند بازگشت كنيد، زيرا او بسيار بخشنده است و بر شما رحم خواهد كرد. 8 خداوند ميفرمايد: «فكرهاي من فكرهاي شما نيست، و راههاي من هم راههاي شما نيست. 9 به همان اندازه كه آسمان بلندتر از زمين است، راههاي من نيز از راههاي شما و فكرهاي من از فكرهاي شما بلندتر و برتر است. 10 «كلام من مانند برف و باران است. همانگونه كه برف و باران از آسمان ميبارند و زمين را سيراب و بارور ميسازند و به كشاورز بذر و به گرسنه نان ميبخشند، 11 كلام من نيز هنگامـي كه از دهانم بيـرون ميآيد بيثمر نميمانـد، بلكه مقصود مرا عملـي ميسازد و آنچه را اراده كردهام انجـام ميدهد.
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 14:32  توسط علی
|
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 12:0  توسط علی
|
اهداف حضرت مهدي عليه السلام
![]() منجي موعود از منظر نهج البلاغه(4) ترجمه: به خدا سوگند! که شمار آنان اندک ولي نزد خدا منزلت و الا دارند و بسيار بزرگوارند (بزرگ مقدارند) که خدا به وسيله ي آنان حجت ها و نشانه هاي خود را حفظ مي کند تا به افرادي که همانندشان هستند بسپارد و در دل هاي آنان بکارد، آنان که علم و دانش را با نور حقيقت بيني برگرفتند و روح يقين را دريافته اند و آنچه خوش گذران ها دشوار شمارند، آسان و دلنشين گرفته و با آنچه نادانان هراس دارند، انس گرفته اند. در دنيا با بدن هايي زندگي مي کنند که روح هايشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در روي زمين و دعوت کنندگان به سوي دين خدايند، آه و افسوس، چه سخت شوق ديدارشان دارم! اي کميل هرگاه خواستي بازگرد.» واژه ها: مغمور: غمر، پوشانيده، فرا گرفتن آب استلان: نرم شمردن، نرم يافتن مترف: به ناز و نعمت پرورده، ستم کار استوعر: سخت و دشوار توضيح و تفسير: علامه خويي رحمه الله مي نويسد: اين خلوت روحاني حضرت علي عليه السلام با کميل، ظاهراً شب هنگام انجام گرفته و بعد از جنگ صفين و اندوه عظيم علي عليه السلام که فتنه خوارج و سستي اهل کوفه آشکار گرديد، واقع شده است.(3) امام عليه السلام ابتدا با يک هشدار و تذکر، سخن را آغاز و کميل را آماده ي دريافت و تحمل حقايق و معارف بلند مي نمايد، آن گاه همانند يک جامعه شناس بصير به صورت علمي و عالي، افراد جامعه را به سه دسته تقسيم مي کند: 1- عالم و دانشمند رباني 2- متعلم و دانشجوي راه سعادت و حقّ. 3- گروه عوام پشه منش که دستخوش باده بوده و سرگردانند، دنبال هر سر و صدايي مي روند و با وزش هر بادي حرکت مي کنند (فاقد زندگي هدفمند و عقلاني اند). سپس به ارزش دانش و مقام دانشمند و برتري عالمان بر ثروتمندان مي پردازد و در برتري علمي خود بر همگان، به سينه مبارکش اشاه نموده، مي فرمايد: «ها ان هاهنا لعلماً جماً(4)؛ آگاه باش! به راستي که اينجا دانش ژرف و انبوهي انباشته...» و خداوند علم و معالم حقّ را در تمام اعصار (اگر چه در گروهي قليل) نگه مي دارد و آنان حجت هاي خدايند، آشکار و شناخته شده در ميان مردم و يا ترسان و پنهان (مانند امام دوازدهم حضرت مهدي عليه السلام). در اينجا حضرت علي عليه السلام به يکي از فلسفه هاي غيبت و پنهان بودن امام زمان عليه السلام که همان ترس از قتل و عدم ياران مخلص کافي و آمادگي نداشتن جامعه باشد، اشاره مي کند و روايات متعددي بر اين حقيقت دلالت دارد ( که خداوند آخرين رهبر و امام معصوم را براي نجات بشريت و تحقق عدالت جهاني و احياي احکام الهي، از نظرها پوشيده و پنهان داشته تا مانند يازده امام معصوم عليهم السلام که پيامبر اکرم معين فرموده بود، به شهادت نرسانند). از جمله امام باقر عليه السلام مي فرمايد: «ان للقائم غيبه قبل ظهوره. قلت: لم؟ قال: يخاف القتل(5)؛ مطمئناً براي قائم ما غيبتي است قبل از ظهورش. راوي مي پرسد: چرا و به چه علت؟ مي فرمايد: به خاطر ترس از قتل.» و نيز در زيارت نامه آن حضرت مي خوانيم: «السلام علي المهذب الخآئف(6)؛ سلام بر تو اي پاکيزه جان ترسان». حال با توجه به اين که امام و حجت غايب، با اين ويژگي ها، تنها حجه بن الحسن المهدي عليه السلام مي باشد، به وضوح مي توان گفت بيان امام علي عليه السلام در رابطه با آن امام مخفي از نظر مي باشد. و بر اين حقيقت که حضرت علي عليه السلام فرمود: « هيچ گاه زمين از حجت و خليفه الله خالي نمي ماند» روايت امام صادق عليه السلام نيز دلالت دارد که مي فرمايد: «... و لم تخل منذ خلق الله آدم عليه السلام من حجه الله فيها؛ اما ظاهر مشهور أو غآئب مستور. و لا تخلوا الأرض الي أن تقوم الساعه من حجه(7)؛ از هنگامي که خداوند آدم عليه السلام را آفريد، زمين از حجت خدا خالي نمانده، خواه آشکار و مشهور باشد يا پنهان و پوشيده از چشم ها، و خالي نبودن زمين از حجت و انسان کامل ادامه خواهد داشت تا زمان قيامت و برپا شدن رستاخيز.» و نيز از حضرت مهدي عليه السلام نقل شده است که فرمود: «زمين هيچ گاه از حجت خالي نمي باشد، حال آن حجت، يا آشکار و يا پنهان است.»(8) ابن ابي الحديد (دانشمند مشهور اهل تسنن) مي گويد: «اين کلام علي عليه السلام ناظر به مذهب اماميه و شيعه مي باشد.(9) (يعني اعتقاد به وجود امام در هر عصر و زمان).» و ابن ميثم نيز مي نويسد: «سخن آن حضرت بيانگر همان نظر شيعه است که وجود امام در هر زمان بين مردم، مقتضاي حکمت الهي بوده و چندان که تکليف باقي است، وجود امام نيز واجب و لازم مي باشد، حال ظاهر و آشکار يا غايب(10) (مانند وجود خورشيد که براي عالم تکوين و طبيعت ضرورت دارد). و اکنون که همه ي امامان شيعه از دنيا رفته اند، تنها حجه الله و خليفه الله در جهان، حجه بن الحسن العسکري عليه السلام است.» آن گاه حضرت علي عليه السلام در بيان هدف و نقش محوري حجت هاي الهي در زمين مي فرمايد: « تا نشانه هاي خداوندي (آثار نبوت، احکام دين، علم، معرفت و عبوديت راستين) از بين نرود و ارزش هاي الهي و انساني، اسوه ها و الگوهاي فضيلت و هدايت بماند؛ يعني در وجود آن انسان کامل و به برکت او، نور علم و حقّ در جهان ظلماني جهل و ماديت، جلوه گر باشد و بشريت هدايت شود.» حال اينان چه تعدادند و کجايند؟ امام عليه السلام به جاي بيان کميت و تعداد و مکان آن ها، به پاسخ بلندي اشاره مي کند و مي فرمايد: «به خدا سوگند! اينان در شمارش و از حيث کمي اندکند،(11) ليکن از نظر کيفي، والاترين و برترين قدر و منزلت را در پيشگاه پروردگار دارند.» و در وصف و ويژگي امامان و پيشوايان معصوم عليهم السلام مي فرمايد: الف) اينان؛ حافظان بينات و آثار الهي هستند ( با بيان دين خدا و اجراي دستورات او و نشر احکام و دفع بدعت ها و تحريف ها و...). ب) معارف و حقايق خداوندي را به افرادي همانند خودشان (از نظر علم و فضيلت و عصمت) مي سپارند. ج) به حقيقت بينايي رسيده و روح يقين را درک کرده اند (به مقام عصمت رسيده اند و علم آنان لدني و حضوري و خدادادي است نه مدرسه اي). د) در برابر سختي ها و سنگلاخ هاي زندگي صابر و با استقامتند، دلبستگي و وابستگي به دنياي مادي نداشته، پيوسته جوياي خوشنودي خدايند. ه) به آنچه نادانان از آن مي ترسند، انس دارند و خو گرفته اند ( با تنهايي، ساده زيستي، زهد و قناعت، به خاطر لذت يقين و شيريني عرفان خدايي). و) پيکر و بدن هايشان در دنياست ولي روح و جانشان به بلنداي عالم نور مرتبط و تعلق دارد و چون وصول به حق يافته و دلباخته ي خدايند همه چيز در ديدشان ناچيز و کوچک مي نمايد و هم صحبت با ملائک و ملأ اعلي هستند. به راستي چون اين اوصاف و لياقت ها را دارند، و به فرموده ي آن حضرت در خطبه ي متقين: «عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم(12)؛ آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده، لذا غير او در نظرشان کوچک است.» اينانند خليفه و جانشينان خدا در روي زمين، پس دعوت نمودن به دين خدا و راه حق و سعادت را شايسته اند. آه، آه، چه بسيار مشتاق و آرزومند ديدارشان هستم، آري اشتياق امام علي عليه السلام بيانگر رابطه ي روحي و سنخيت با آنان مي باشد که «الجنس مع الجنس يميلوا»، نوريان مر نوريان را طالبند. بديهي است اين شايستگي ها جز در امامان معصوم و منصوب خدا ( که در کلام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و ... آمده) که اخرين آنان حضرت مهدي عليه السلام است وجود نداشته و کلام امام علي عليه السلام ناظر به اين حقيقت است؛ خصوصاً با تعبير «خليفه الله» که به انبيا و ائمه عليهم السلام اطلاق مي شود و اظهار شدت اشتياق ديدار آنان. در پايان با نهايت ادب و احترام و اختيار (نه امر و الزام) نسبت به مصاحب خود مي فرمايد: «اي کميل! هرگاه خواستي بازگرد». به قول شارحين نهج البلاغه، اين حکمت، يکي از فصيح ترين بياناتي است که از اميرالمؤمنين و امير کلام عليه السلام نقل شده است. پی نوشت: 1- نهج البلاغه: حکمت 139.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 17:9  توسط علی
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 12:14  توسط علی
|
هفت بند انتقادي بر عملکردهاي روزمره يک جفت پدر و مادر!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 12:12  توسط علی
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 18:58  توسط علی
|
يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم گر كه در خويش شكستيم صدايي نكنيم پر پروانه شكستن هنر انسان نيست گر شكستيم زغفلت من و مايي نكنيم يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نكنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پايي نكنيم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 8:56  توسط علی
|
تقدیم به تو ترکش نمی کنی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:3  توسط علی
|
|
|
||||||||||||||||||||||